سنجش مهارت تصمیمگیری و حل مسئله در زمان تمرین شش ماهه

ممارست شش ماهه در استفاده از مهارت تصمیمسازی و تصمیمگیری و حل مسئله سبب تغییرات بنیادی بر نحوه تفکر تو می شود. به صورت مرتب و متناوب باید مهارت تصمیمسازی و تصمیمگیری و حل مسئله به وسیله پرسشنامه جدول زیر مورد بازبینی قرار گیرد. در امتحان مزبور خودت ممتحن و خودت امتحان دهنده هستی از این رو نباید تعارف داشته باشی و جواب تمام سؤالات را صادقانه مشخص کن.

جدول: کاربرگ سنجش مهارتهای تصمیمگیری و حل مسئله


منبع این نوشته : منبع
مسئله ,تصمیمگیری ,مهارت ,مهارت تصمیمسازی

تصمیمگیری و وزندهی به گزینه های مطرح

باید امکان اولویتدهی به گزینه های مطرح را داشته باشی. چگونه امکان انتخاب بهترین راه حل وجود دارد؟ بسیاری از گزینه ها دستوری و آمرانه است. بسیاری به وسیله عوامل غیرحقیقی گزارش شده مطرح می شوند. اطلاعاتی از وضعیت موجود در بازار کسب و کار جمع آوری کن حتی در مورد گزینه های غیرممکن نیز تحقیق و بررسی مناسب انجام بده.

بر اساس تحقیقات انجام گرفته با توجه به پاسخ سؤالات زیر امکان اولویتدهی بین گزینه های مطرح وجود خواهد داشت:

یک) کدام یک عملیاتی و اجرائی است؟

دو) کدام یک با شرائط اقتصادی تو منطبق است؟

سه) چگونه امکان دسته بندی گزینه های منطبق با شرائط اقتصادی تو به دو دسته یا چند دسته وجود دارد که طی مراحل متفاوت نهایت به دو دسته خوب و خوبتر منجر می شود؟

چهار) کدام یک باید انتخاب شود؟ شاید نیاز به ترکیبی از گزینه های پیش روی باشد؟

پنج) آیا اقدامی در جهت تحصیل گزینه مورد نظر لازم است؟ شاید اصلا اقدامی لازم نداشته باشد؟ شاید همین الآن نیز برای اقدام دیر باشد؟ شاید امکان حواله اقدام مورد نیاز به زمانی دورتر وجود داشته باشد؟

شش) آیا امکان استفاده از بعضی گزینه های موجود در آینده ای دورتر وجود دارد که قابل چشمپوشی باشند؟

تو باید از هرگونه اجباری جهت اقدام سریع و بدون فکر جلوگیری کنی. در ابتداء تقسیمی از گزینه های ممکن و منطبق با شرائط فوق مبتنی بر زمان دسترسی انجام بده. در ضمن مطمئن باش بعضی از گزینه های فوق حتما نادرست و مبتنی بر اطلاعات باطل است. سعی کن به گزینه هائی اعتماد کنی که منبع اخذ اطلاعات مطمئن داشته باشد. عوامل دیگر در عدم کارائی گزینه های مطرح مؤثر است. استفاده از قضاوت مبتنی بر اطلاعات درست راهنمای خوبی در غربال گزینه های سازگار با شرائط ایدئال تو است. حتما در مورد موضوعات زیر فکر کن:

یک) زمان.

دو) اطلاعات. 

سه) منابع مادی و معنوی مورد نیاز.

چهار) دانش برآمده از هضم درست اطلاعات.

باید در مورد محدودیتهای واقعی خود جهت استفاده از گزینه در دسترس خود فکر کنی. اگر یکی از عوامل فوق منتج به شرائطی غیرقابل تحصیل شد حتما از گزینه مورد نظر صرف نظر کن.

شاید نیاز به ایجاد گزینه ای جدید با استفاده از فکر خلاقانه و نوآورانه خود و خیالبافی معقول داری. استفاده از بصیرت تحصیلی برآمده از هنر و تجربه نیز کمکی شایان در تصور شرائط معقول دارد.

یک شرائط تازه را تصور کن و فکر خود را از هرگونه قضاوت آزاد کن و افکار منفی را از خود دور کن. نگو:

یک) طرحی که تصور کردم به نتیجه نمی رسد.

دو) نگو کاری که تصور کردم حتما شکست می خورد.

سه) نگو تصورات من به هیچ وجه قابلیت اجرائی شدن ندارد.

چهار) نگو من تنها مجبور به استفاده از یک شیوه خاص هستم.

پنج) کاملا فکر خود را متمرکز بر پیاده سازی تصورات خود کن و به جزئیات نیز توجه داشته باش.

حال نوبت به دسته بندی گزینه های مطرح پیش روی است. تمامی مهارتهای لازم جهت ایجاد شرائط مناسب اجرائیسازی گزینه های مفروض را فهرست کن. مهارتهائی که حتما مورد نیاز یا شاید مورد نیاز باشد. با فهرست مهارتهای مورد نیاز امکان بررسی ریسک هر گزینه فراهم خواهد شد.

ممکن است به این نتیجه برسی که اصلا بعضی از گزینه ها قابلیت پیاده سازی ندارد. فرض کن که گزینه مورد نظر به شکست انجامید حال چه مخاطراتی بر تو فرض است؟ آیا توان پذیرش مخاطرات شکست گزینه فوق را داری؟

نهایت گزینه های مطرح به یقینی و احتمالی دسته بندی شده و راه حلی انتخاب می شود که یقینی است یعنی ریسکی پذیرفتنی دارد. ریسکی که با استعدادها و امکانات موجود در ساحت فردی تو نیز سازگار است.

شاید مخاطرات انتخابهای مزبور با استفاده از بحث و گفتگو بیشتر روشن شود بنابراین نتیجه ای خردمندانه حاصل می شود.

به هیچ وجه نباید در مورد گزینه هائی فکر کرد که اعضاء مؤثر بر زندگی حرفه ای تو با آن موافق نیستند. نباید از بحث در مورد زندگی حرفه ای خود و گزینه های مطرح در آن فرار کنی و بترسی. البته از مشاجرات بیهوده و بی فائده پرهیز داشته باش.


منبع این نوشته : منبع
گزینه ,مورد ,مطرح ,شرائط ,امکان ,استفاده ,مورد نیاز ,گزینه مورد ,دسته بندی ,پیاده سازی ,زندگی حرفه

استفاده از مفهوم ارزیابی در تصمیمگیری

سه ضلع بر تصمیمگیری موفق تأثیر عمده ای دارند: یک) تحلیل. دو) جمعبندی. سه) ارزیابی. ارزیابی مانند دو دیگر اهمیت بسزائی دارد. قابلیت تصمیمگیری مبتنی بر ارزیابی درست با استفاده از دو نظریه زیر بهبود می یابد:

یک) توجه به حقیقت یا وقایع میدانی که در بازار تجاری و محیط حرفه ای رخ داده است.

دو) شعور آنچه که باید انجام داد.

در درجه اول باید زمان کافی داشته باشی چرا که جامعیت برنامه های پیشنهادی در مقابل ارزیابی میدانی محیط کسب و کار از میان می رود و حقیقت نیز ارزشی نداشته و اعتباری و نسبی نخواهد بود. تمام تصمیمات مبتنی بر شرائط بازار است. در قدم اول فکر کن و بعد در مورد نحوه فعالیت خود تصمیم بگیر و از راهنمائیهای درست در تصمیمگیری استفاده کن. حقیقت شاید برای تو ایده و راهکاری آسان در تحصیل اهداف انتزاعی و عینی فراهم سازد.

از حیثیتهای متفاوت قابل بررسی و طرح است که بهتر است با حقیقت به عنوان یک هدف عینی یا انتزاع دخیل در مسئله رفتار شود که باید به تدریج کشف شود نه آن که دفعتا تحصیل شود. شاید نیاز به چشمپوشی از آن باشد.

اگر تو به دیگران وابسته ای بهتر است امکان غربال اطلاعات گردآوری شده از بازار کسب و کار را بررسی کنی. غربال اطلاعات منجر به قضاوت خواهد شد. قضاوت نیز نوعی شناخت و کشف حقیقت است. پیش از این گفته شد که حقیقت سبب انتخاب آسانتر راه حل مبتنی بر شرائط بازار می شود. بر اساس قضاوت تحصیلی امکان دسته بندی افراد مؤثر در زندگی حرفه ای تو به قابل اطمینان و غیرقابل اطمینان فراهم می شود. پرسیدن سؤال بخش مهمی از فرآیند سنجش اعتبارنامه مشاوران تجاری و پیشنهادات ارائه شده از سوی ایشان است. چگونه می توانی به حقائق گفته شده توسط یک مشاور تجاری اعتماد کنی؟ آیا تخصص خاصی نیاز دارد؟ بنا بر تجربه چنین استعداد و قابلیتی فراهم می شود. بعد از مدتی امکان دسته بندی و شناخت عمیق اطرافیان خود را خواهی داشت:

یک) می فهمی که مطالبی در مورد علائق تو می گویند. فکر می کنند به چه مطلبی علاقه داری و بر اساس آن پیشنهاداتی ارائه می دهند.

دو) شاید پیشنهادات ارائه شده نزدیک به خصوصیات روحی تو باشد.

سه) سعی کن عناصر مهم و مؤثر بر زندگی حرفه ای خود را مخفی سازی.

چهار) حتما به سابقه ایشان نگاهی بینداز.

پرسشهای تجاری خود را تا زمانی بپرس که مطمئن شوی به حقیقت رسیدی. وسواس بیش از حد به خرج نده.

ارزیابی تو تا حدودی درست خواهد بود اگر قضاوتهای درست داشته و گزاره های مبتنی بر آن کاملا درست از آب درآید. فهم حقیقت سبب تصمیمگیری درست و نهایت ایجاد یک کسب و کار موفق می شود. اگر کسب و کار تو موفق نبود یعنی فرآیند ارزیابی نادرست است.

باید گزاره ها و وقایع برآمده از ارزیابی صحتسنجی شود. دقت حقایق برآمده از ارزیابی تو چقدر است؟ 

در این زمینه باید تحقیق و بررسی کاملی انجام دهی.


منبع این نوشته : منبع
ارزیابی ,حقیقت ,درست ,تصمیمگیری ,مبتنی ,تجاری ,زندگی حرفه ,پیشنهادات ارائه ,دسته بندی ,امکان دسته ,غربال اطلاعات

اصالت و نوآوری

اندیشیدن خلاقانه و مبتکرانه می تواند کمک بسیار زیادی در تصمیمگیریهای منجر به پیدایش یک تجارت نوظهور باشد. تجارتی که سبب جذب سرمایه گذاری دیگر افراد درگیر در بازار کسب و کار است. باید شجاعت برخورد با مسائل و موانع تحصیل اهداف انتزاعی و عینی را داشته باشی. مسائلی که تنها با استفاده از خلاقیت و نوآوری و ابتکار تو حل خواهد شد. ایده های جدید مطرح می کنی و بر اساس آن محصولات و خدمات جدید تعریف شده و در طی زمان کوتاهی آماده عرضه به بازار می شود.


منبع این نوشته : منبع

بصیرت برآمده از هنر و تجربه

استفاده از بصیرت برآمده از هنر و تجربه در بعضی موارد موفقیت آمیز است. بصیرت برآمده از هنر و تجربه منجر به تصمیمات مؤثر می شود. گاهی امکان استفاده از تحلیل مسائل و ارائه راه حل بهینه وجود ندارد. بصیرت برآمده از هنر و تجربه در چنین وضعیتی قدرت کافی در فهم آنچه که به وقوع خواهد پیوست دارد و راه حل مقابله با مسائل و مشکلات پیشرو است. قدرت پیشبینی و راهبری حاصل از بصیرت برآمده از هنر و تجربه در برابر اضطراب و خستگی کلی فیزیولوژیک تحلیل می رود و توانائی تو در تفکر مبتنی بر تصمیمگیری حاصل از آن با عوامل فوق محدود شده و نهایت از بین می رود یعنی قدرت مانور و راهبری تیمی از میان رفته و سازمان مذکور در آینده ای نه چندان دور از هم گسیخته و به تدریج نابود می شود.

بصیرت و غرائز و اولین حدس و احساس و گمان و فراست مهمترین عوامل مؤثر تصمیمگیری مبتنی بر استعدادهای ذاتی هستند اما محیط تجاری و فعالیتهای روزمره سبب شکلدهی و پدید آمدن چنین قابلیتی می شود. تصمیمگیری مبتنی بر استعداد ذاتی در مقابل تغییرات دفعی آسیبپذیر است. تصمیمگیری مبتنی بر استعداد ذاتی سبب راه اندازی بازار کسب و کار جدید نمی شود. تصمیمگیری مبتنی بر استعداد ذاتی تنها حیات کوتاه مدتی برای بازار کسب و کار فراهم می سازد. ناظر به نکات  فوق بعضی پنداشته اند که تصمیمگیری مبتنی بر استعداد ذاتی همان مهارت مدیریت و راهبری است چنان که گفته می شود فلانی مدیر دنیا آمده است. اعتقاد و فولکلور فوق باطل است و به هیچ وجه در دنیای مدرن و پستمدرن کاربرد ندارد.

عدم استفاده از بصیرت ناشی از استعداد ذاتی بسیار آسان است ولی با استفاده از آن امکان احساس نیازهای آتی و استفاده از موقعیتهای تجاری موفق فراهم خواهد شد. امکان طرح راهکار و راهبرد مناسب در مواجهه با خطرات پیشبینی نشده وجود دارد. همه مزایای فوق مفروض است اما به هیچ وجه در تصمیمسازی و تصمیمگیری مؤثر و ارائه راهکارها و راهبردهای بلندمدت قابل استفاده و طرح نیست.


منبع این نوشته : منبع
بصیرت ,تصمیمگیری ,ذاتی ,مبتنی ,استفاده ,تجربه ,استعداد ذاتی ,تصمیمگیری مبتنی ,بصیرت برآمده

تفکر مفهومی

شاید مفهوم یک انتزاع غیرمفید در تحلیل لحاظ شود اما ساحتی جدید در برابر تصمیمگیرنده نمودار می سازد:

یک) به عنوان یک کل جامع قابل پذیرش است.

دو) اگر درست صورت پذیرد حتما تمام عناصر مورد نیاز در موقعیت درست خود قرار می گیرد.

مفهوم تنها در ذهن شکل می گیرد و تفکر مفهومی با جواب به سؤالات زیر قابل اعتناء و التفات خواهد بود:

یک) در چه تجارتی دخیل هستم؟

دو) محیط تجاری و زندگی حرفه ای من چه مزایا و معایبی دارد؟

سه) چه هدف غائی و انتهائی برای محیط تجاری و زندگی حرفه ای من فرض است؟

تفکر مفهومی باید از فرآیند تصمیمگیری منفک شود اگرچه تصمیمگیری نیز بر اساس مفاهیم و انتزاعاتی است که در ذهن ما نقش بسته.

مفاهیم برای خلاصه سازی محیط تجاری و کسب و کار است. گزارش تلخیصی باید قبل از این که پیاده سازی شود به صورت یک طرح یا پیشنهاد درآید. استفاده از مفاهیم یک شیوه تفکر در تحفیظ ذهن از نظرات و حالات و مصادیق  خاص است که سبب تحمیل فرض نادرست و باطل در استنتاج و انتخاب نقشه راه درست می شود. استنتاج کیفی درست با استفاده از مفاهیم انتزاعی پایه مناسبی در جهت تصمیمگیری مبتنی بر استانداردهای کیفی و روز تجاری پذیرفته شده در سطح دنیا است بنابراین تو مجبوری که مفاهیم منتزع مفروض در استنتاج را روشن و خوش نقش و خوش چینش تعریف کنی و آرایشی زیبا و دلنواز داشته و سبب گرایش ناظر و مدیر ارشد در پیاده سازی و پذیرش آن شوی.


منبع این نوشته : منبع
مفاهیم ,درست ,تجاری ,سازی ,استنتاج ,تفکر ,محیط تجاری ,پیاده سازی ,زندگی حرفه ,تفکر مفهومی

ذهنی گرائی و تفکر انتزاعی و خیالپردازی

ذهنیگرائی توانایی دیگری در پیشبرد فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری درست است. ذهنیگرائی موقعی اهمیت پیدا می کند که نیاز به ساخت تصویری بزرگ و کلی و جامع از وضعیت و عناصر مؤثر و مهم بر شرائط محیط زندگی حرفه ای و تجاری است. در واقع بخشی از یک مجموعه یا یک مفهوم به نام خلاقیت است. خلاقیت حتما یکی از بازیگران اصلی در تصمیمگیری درست است. ذهنیت تو و دیگر افراد تیم تصمیمساز عاملی مهم در حل خلاقانه مسائل پیش آمده در محیط تجاری است. با استفاده از راه حل و فرضیاتی که مورد انتظار نیست امکان اختراع محصولات و خدمات جدید فراهم می شود. شاخصهای یک ذهنیت و تصور و خیالپردازی درست در جهت تبعید مشکلات محیط تجاری به قرار زیر است:

یک) از تمام رخدادهای موجود در محیط تجاری به سادگی استفاده کرده و امکان ارائه بصری آن وجود داشته باشد یعنی مصداقی واحد و عینی بر هر یک از عوامل مؤثر در ذهن شمولگرا وجود داشته باشد.

دو) پیشبینی انتزاعی درست پیش از وقوع رخداد و مصیبت بیان شده باشد.

سه) نوآورانه و مبتکرانه و خلاقانه باشد. ابتکار می تواند هنرمندانه یا با استفاده درست از مهارتهای مکانیکی یا شفاهی و در ارتقاء روحیه کاری همکاران باشد.

چهار) در مورد حوادث آتی خیالبافی بیش از اندازه صورت نپذیرد.

استفاده از نکات فوق سبب تفکر مؤثر در عوامل مهم تجاری با پسزمینه هنری یا حتی رشته های متفاوت آکادمیک می شود یعنی اگر خلاقیت درست استفاده شود امکان تعریف حوزه بین رشته ای و نظریه پردازی در آن وجود دارد.


منبع این نوشته : منبع
درست ,استفاده ,تجاری ,محیط ,وجود ,امکان ,محیط تجاری ,داشته باشد ,وجود داشته ,تصمیمگیری درست

جمعبندی

تصمیمگیری نیاز به انتخاب زاویه دید منطبق و سازگار با عقائد شخصی دارد که بستگی مستقیم با قابلیتها و توانائیهای شخصی مدیر تصمیمساز دارد. قابلیتهائی که به عنوان قسمتی یا مجموعه ای عناصر پایه یک جمعبندی مطرح است. جمعبندی کلی است. از این رو قابلیتهای مورد نظر باید نمودی آشکار در گزارشات نهائی داشته باشد. نباید جامعیت عناصر متفاوت موجود در جمعبندی از میان رود یعنی به هیچ وجه جزئیات از بین نرفته و به میزان اهمیت مورد توجه قرار گیرند. در نتیجه برای یک جمعبندی درست نیاز به یک زاویه دید عمومی و سطح بالای درست است تا دقت کافی داشته و در ضمن شمولگرا و تعمیم پذیر باشد و دور از اضافات و ملحقات تزئینی ایجاد شود.

تحلیل جزئینگر می تواند یکی از مشکلات عدم جمعبندی درست باشد. بالعکس نیز صادق است یعنی جمعبندی شمولگرا و تعمیمپذیر و کلی می تواند دشمن تحلیل جزئینگر و دقیق باشد. فکر کنید در یک کارگاه هیزمشکنی کار می کنید. جمعبندی و نگاه شمولگرا و تعمیمپذیر تنها بر چوب درختان تأکید دارد یعنی میزان چوب استحصالی از منطقه تحت مالکیت در حالی که تحلیل نهائی بر اساس تک تک درختان موجود در مزرعه تجاری هیزمشکنی صورت می پذیرد و بر اساس آن گزارشی تهیه می شود.

در چنین شرائطی حفظ جامعیت گزارش واجبتر از جمع بین جزئیات گزارش شده از مرحله تحلیل جزئینگر است. یکی از نمونه ها و مصادیق فکر تجاری موفق حتما شیوه تحصیل ژستالت (Gestalt) است. تنها کافی است از نکات زیر تبعیت شود:

یک) از یک کل معنادار تبعیت کن و از توضیحات فنی و مکانیکی دست و پاگیر پرهیز داشته باش.

دو) رابطه بین رخدادهای متفاوت تنها با توجه به رخداد و پیامدهای حاصل از آن قابل تحصیل نیست. نباید رخدادها به صورت مجزا و ایزوله شده مورد بازبینی قرار گیرند. باید چینشی درست و معنادار از رخدادها صورت پذیرد و گزاره ای واحد و جامع و شمولگرا و تعمیمپذیر از آن استنتاج شود.

مقامات ارشد نیاز دارند که نگاه کلی گزارش شده توسط تو را دریافته و درگیر مسائل بازاریابی و مشکلات تولید و سختی کنترل بازار یا مسائل جزئی پیش آمده کارگری نشوند. حتی نباید درگیر شکستهای مدیریتی تو شوند. به یک کل واحد و جامع نظر داشته باش که می تواند راه حلی برای گذر از مسائل به وجود آمده، تعیین کند.

جامعیت و نظم یکنواخت و پیوستگی رخدادها و ایده ها و نظرات ارائه شده برآمده از قدرت جمعبندی و تصمیمگیری درست مدیر است. جامعیت بین قدرت تصمیمگیری و جمعبندی مدیر سبب جامعیت و نظم یکنواخت و پیوستگی بی نظیر رخدادها و ایده ها و نظرات ارائه شده می شود. چنین هویتی در هنگام گزارشگیری مالی و مانده گیری آخر ماه کاملا نمود دارد. کارائی مالی مدیر هم در جزئیات مورد سنجش قرار می گیرد و هم تراز مالی مورد بازبینی و دقت است.

تا حال بیان شد قدرت تحلیل و جمعبندی درست جزئیات و تهیه گزارش از آن توانائیهای مهم در تفکر مؤثر و پیشبرد درست فرآیند تصمیمگیری است.


منبع این نوشته : منبع
جمعبندی ,درست ,جامعیت ,تحلیل ,مورد ,تصمیمگیری ,جمعبندی درست ,تحلیل جزئینگر ,نظرات ارائه ,مورد بازبینی ,قرار گیرند

تحلیل

تحلیل یکی از مهمترین عناصر در تفکر مؤثر و فرآیند تصمیمگیری است. تحلیل در واقع فعالیت ذهنی و انتزاعی در شکست مسئله به عناصر کوچکتر است چنان که موضوعات پیچیده با گذر از تحلیل درست و علمی و معقول به عناصری ساده تر و قابل اعتناء و قابل فهم و برنامه پذیر تبدیل می شود.

افراد متفاوتی می توانند ادعا کنند از قدرت تحلیل بالائی برخوردار هستند. فردی از قدرت تحلیل بالا برخوردار است که ویژگیهای زیر در نوع تحلیلش رعایت شود:

یک) رابطه ای بین قسمتهای متفاوت تحلیل جهت انتزاع یک کل واحد وجود داشته باشد.

دو) پیدا کردن سبب اصلی ایجاد مسئله و مشکل تنها در تحلیل اصالت دارد.

سه) شناسائی عوامل مؤثر در تعیین وضعیت بحرانی یا آنچه که سبب تصمیمگیری دوباره می شود.

توانائی تحلیل با بهره گیری از موارد زیر قابل ارتقاء است:

یک) استنتاج با استفاده از قوانین پایه و اولیه یعنی تأکید بیش از حد بر بدیهیات.

دو) تفکیک بین مفاهیم و مقولات انتزاعی متفاوت به انواع رخداد یا واقعیت، ذهنیت، پیشفرض و تصورات.

سه) سؤال از خود که چه زمانی اولین مشکل پیش آمد؟ سؤال در مورد زمان حدوث اولین مشکل شش شریک دیگر نیز دارد: الف) چه کسی سبب ایجاد اولین مشکل می شود؟ ب) چه چیزی سبب ایجاد اولین مشکل می شود؟ ج) چرا اولین مشکل ایجاد شد؟ د) چه زمانی اولین مشکل ایجاد شد؟ ه) کجا اولین مشکل ایجاد شد؟ و) چگونه اولین مشکل ایجاد شد؟

چهار) بررسی مرتب و متناوب اصول اولیه و مراحل استنتاج که می تواند سبب تضعیف استنتاج قوی شود.

پنج) پرهیز از نتایج رؤیایی و بسیار ایدئال که دست نیافتنی و غیرقابل تحصیل است.

شش) مرتب کردن و تنظیم درست رخدادها و وقایع.

هفت) دیدن یک مسئله به عنوان راه حل یعنی فرض کردن این مطلب که مسئله تشخیص داده شده به هیچ وجه ایراد و اشتباه نیست و شاید تشخیص تو اشتباه باشد و مسئله موجود در واقع راه حل خروج از بحران است و فقط باید کنترل و نظارت درست بر آن صورت گیرد.

امکان دارد یک تحلیلگر به واسطه استفاده زیاد از قدرت تحلیل خود به نتیجه باطل رسیده باشد و بر نتیجه باطل خود نیز اصرار کند. اصرار بیهوده بر نتیجه باطل سبب عدم پیشبرد فعالیتهای روزمره می شود یعنی سیستم و سازمان تحت مدیریت فلج و علیل شده و محکوم به شکست و نابودی است. باید از انباشت و سربار تفکرات و استنتاجات و نتایج حاصل از تحلیل نادرست اجتناب کرد.


منبع این نوشته : منبع
تحلیل ,مشکل ,اولین ,ایجاد ,مسئله ,نتیجه ,اولین مشکل ,مشکل ایجاد ,نتیجه باطل ,قدرت تحلیل ,ایجاد اولین